دلايل نيمه ساز بودن تخت جمشيد
دلايل نيمه ساز بودن تخت جمشيد :
« در سرتاسر جهان بناهاي بزرگ و شگفت انگيزي وجود دارد ما فوق تصور بشر ، از جمله اهرام ثلاثه در مصر ، ديوار چين (كه طبق گفته فضا نوردان حتي از كره ماه قابل رويت است) آثار روم باستان و .... آثاري بسيار فاخر تر و شگفت انگيز تر تخت جمشيد . ولي نكته جالب توجه اين است كه مردم هيچ يك از اين كشورها ، چنين بناهاي عظيمي را نشانه برتري نژادي و تمدن خود نمي دانند و گوش عالم را كر نمي كنند كه عصر معاصر پيشرفت علمي خود را مديون تمدن ما است و يا با شعارهاي نژادپرستانه و اهانت آميزي چون :
« زشير شتر خوردن و سوسمار عرب را بجايي رسيدست كار ...»
خود را برتر از ديگران نمي داند . ولي اين امر بطور شگفت انگيزي در ايران رواج دارد و يك بناي نيمه كاره و معمولي را چنان بزرگ مي بينند و عامل برتري بر تمام تمدن جهان ، كه گاه باعث خنده ديگر ملل مي شود . مثلا هيچگاه شاهد نبوده ايم كه يك مصري بعلت شكوه «اهرام ثلاثه» كه واقعا تخت جمشيد در برابر آن بسيار تحقير آميز است بر ديگر ملل فخر فروخته و ادعاي تمدن برتر كند . در اين مبحث سعي سده اندكي خواننده را كه با تبليغات بي پايه و اساس تخت جمشيد را يك بناي بينظير مي داند با واقعيات موجود بيشتر آشنا كند » :
طبق گزارش سازمان نظام مهندسي كشور تائيد شده است كه تخت جمشيد يك بناي ناقص است كه هيچگاه كامل نشده و به بهره برداري نرسيده است . توجه كنيد فرق بين« تكميل نشدن » را با «ويران شدن» .
تكميل نشده يعني در همان زمان ساخت و ساز از ادامه تكميل آن عاجز مانده اند و بهانه هايي چون آتش زدن آن توسط اسكندر(چون اصلا اثري از آتش سوزي نمي توان در هيچ قسمت آن پيدا كرد) و يا تخريب بر اثر گذر زمان ، تنها دروغهايي است براي پوشاندن اين حقيقت كه هخامنشيان بعلت قتل عام وسيعي كه خود بر سر مردم منطقه آوردند از ادامه اين ساخت و ساز منصرف شده و حتي منطقه را به سوي زادگاه خود ترك كردند . حال چرا از اين بناي ناقص كه هيچ قسمت از آن بيش از 30 درصد تكميل نشده يك بناي عظيم و فوق العاده ساخته اند كه در جهان بينظير است !!! بر مي گردد به جنبش «فارس ستايي» براي تحقير اعراب يا ساير اقوام داخل ايران از جمله قوم تورك ، كرد ، لر ، عرب و ... و البته دليل اصلي يعني پوشاندن حقيقت واقعه پليد «پوريم» .
آنچنان تبليغ در باره عظمت و بزرگي اين بنا كرده اند كه نا خود آگاه اين حس به بازديد كننده نيزتلقين مي شود . البته در اين راه نيز از ابزار مختلفي استفاده كرده اند از جمله اينكه از هنر عكاسي و سينما بيشترين بهره را بردند مثلا با نمايش تصاوير نماي بسته و نزديك به بنا ، يا نمايش از پايين به بالاي ستونهاي 20 متري يا عكس از ستونها بصورت انفرادي يا زوج ، حس اقتدار و شکوه و عظمت را به بيننده منتقل كرده اند . تصاوير زير به خوبي اين موضوع را اثبات ميكند :


و همواره سعي كرده اند از نمايش عكسهاي با نماي باز از قبيل تصاوير زير كه به حق بر ملا كننده اين واقعيت است كه اين بنا چقدر ناقص و از نظر معمعاري فقير است خودداري كنند . یک نگاه از فاصله دور یا یک عکس هوای به خوبی عریانی و نیمه کاری تخت جکشید را آشکار می کند .عكسهاي زير بخوبي تصديق كننده مطلب است :

واما آيا تخت جمشيد دچار آتش سوزي شده است ؟
با كمال اطمينان بايد گفت چنين عقيده اي ، دروغي بيش نيست براي پوشاندن حقيقت نيمه كاره بودن تخت جمشيد ضمن اينكه دلايل محكم تاريخي مي توان آورد كه اسكندر اصلا به ايران حمله نكرده ، از نظر علمي نيز مي توان اثبات كرد چنانكه كارشناسان «سازمان آتش نشاني كشور» نيز به صراحت هرگونه آتش سوزي را رد كرده است . و بهترين دليل مي تواند بازديد از نزديك از محل و يا حتي از طريق همين عكسهايي كه در اين مبحث آمده ديد كه كوچكترين اثري از آتش سوزي نمي توان يافت .
در ضمن احتمال خرابي بر اساس گذر زمان و حوادث طبيعي از قبيل زلزله نيز به كلي مردود است . چون اگر واقعا يك چنين بناي عظيمي با 150 هزار متر مربع كامل بوده باشد ، بايد ويرانه اي بس عظيم در محوطه آن شاهد باشيم كه چنين چيزي را نمي توان ديد غير از اندكي سنگهاي خورد شده و لاشه سنگ كه بقدري كم است كه نمي تواند دليلي بر تخريب چنين بناي گسترده اي باشد . در ضمن تصوير زير همه چيز را روشن ميكند :

همانطور كه ديده مي شود ، اين عكس بخوبي نشان مي دهد كه اين ستونها در اثر تخريب كوتاه نشده اند ، بلكه پايه ستونهايي هستند كه بيش از اين ساخته نشده اند و هنوز ستونهاي اصلي را روي آنها قرار نداده اند . از آنجايي كه همه يك ارتفاع هستند هيچ عامل و اثر طبيعي از جمله زلزله چنين منظم ستونهاي يك بنا را از يك ارتفاع تخريب نمي كند .
البته دلايل بيشماري را مي توان از خود معماري آن بدست آورد كه نشان از نيمه كار بودن آن ميدهد .
چنين دلايل و تصاويري بقدري فراوان يافت مي شود كه ترديدي در نیمه ساز بودن تخت جمشید باقي نمي گذارد كه اينجا تنها به مشتي از خروار قناعت ميكنيم .

در تصوير سمت راست با يك كله اسبي روبرو هستيم كه بسيار ناقص است (به شکستگیهای نامنظم گردن آن توجه کنید) و هيچ همخوانی با اجزاي كنار خود ندارد . به خوبي مشخص است كه با كم سليقگي و بي حوصلگي و با زور گريس و سيمان به روي سكوي سرهم بندي شده است . فقط كمي بادقت بيشتري به آن نگاه كنيد . و همچنين بيننده را متوجه ستونهاي پشت آن ميكنم . همانطور كه مي دانيد تمام ستونهاي تخت جمشيد داراي شيار هستند (قاشق كاري) كه در تصوير سمت راست بغير از ستون سمت چپ بقيه صاف هستند و هنوز شيار اندازي نشده اند . تصوير چپ نيز به خوبي از نا هماهنگي و سرهم بندي بودن اين سر اسب حكايت ميكند .
تصوير زير نيز نمايشگر قطعه ستوني است كه همانطور كه گفته شد هنوز شياركاري و قاشق اندازي قسمتهايي از آن تكميل نشده و توسط گروهي كه مسئول اين جعلها و بازسازيها هستند از محوطه خارج مي شود

همچنين تصوير زير هرچند مربوط به كتيبه بيستون است ولي محكم ترين دليل رسوا كننده دستكاريهاي مغرضانه است

همانطور كه مي بينيد بالاي كلاه اهور مزدا را كه با كادر سياه نشان داده شده است ، برش ذوزنقه اي شكل داده اند و قطعه اي ديگر جاي آن قرار داده اند . حال اينكه قطعه اصلي چه آرم و لوگويي داشته كه با دروغپردازيهاي
اين شيادان جاعل ، نا همگون بوده بر ما معلوم نيست .
خلاصه اينكه اكثرا فكر مي كنند تخت جمشيد يك بناي فوق العاده و از عجايب هنر معماري جهان است . در حالي كه هنوز از نظر ارزش معماري و هنري در مورد آن بحث نكرده ايم كه چه نقصهاي فاحش و چه زشتيهايي دارد .
بنايي كه هر توريستي با ديدن آن بدون اطلاعات معماري و هنري و زيبا شناختي ، وقتي از آن ديدن مي كند بر اثر تبليغات مسموم و بي پايه اساس سرش را به نشانه تصديق شاهكار بودن آن بالا و پايين مي اندازد و انگشت به دهان مي گيرد . من فقط يك قطعه از توصيف «ويل دورانت» در كتاب معروفش «تاريخ تمدن» قسمت هخامنشيان را اينجا مي آورم :
( ویل دورانت - تاریخ تمدن )
تصوير پايين همان دو مجسمه را نشان مي دهد كه ويل درانت آنرا توصيف كرده :

در حالي كه يك بيننده عادي در هنگام بازديد از اين مجسمه و تنها بدليل اثر تبليغات و بزرگنمايي ها با دست خود آنرا به دوست خود نمايش مي دهد و از عظمت و زيبايي آن تعريف مي كند !!! در ضمن وارد اين بحث نمي شويم كه تخت جمشيد مخلوطي ناشيانه و بسيار غير منطقي از سبك هنري اقوام مختلف از جمله مصري ، يوناني ، اشوري ، بابلي و ... است .
عكس زير را نيز كه تصاويري از حكاكيهاي انجام شده بر روي ديوارهاي تخت جمشيد است ، نشان مي دهم . چيزي كه درباره آن بدور از تعصب و خودفريبي بايد پذيرفت اين است كه يكسري حكاكي ناشيانه و فاقد ارزش هنري و زيبايي شناسي است :

كساني كه اين نقاشيهاي ابتدايي و نازيبا را تنها از روي خود ستايي و بيماري شيزوفرمي ، كه از سوي افرادي چون هرتسفلد و فراي و تلقينات كارتون «شكوه تخت جمشيد» دچار آن شده اند زيبا ترين آثار هنري دنيا مي دانند ، از آنرو است كه پايشان را از تخت جمشيد و ايران بيرون نگذاشته اند و با عالم بيرون و اطراف بيگانه اند (همانند يك روستايي ساده كه پاي خود را از روستايشان بيرون نگذاشته و ده خود را زيباترين و آبادترین روستاهاي جهان مي پندارد !) . پس لا اقل به چند نمونه از شاهكارهاي بي بديل هنر مجسمه سازي و پيكره تراشي جهان توسط هنرمندان رومي و يوناني را در تصاوير زير مشاهده كنند :


این هم يك پل باشکوه رومی دو هزار سال است که در پونت دو گارد در جنوب فرانسه برافراشته و پا بر جا است و بدون نیاز به جمله پردازی و توسل به کلمات و ساخت فیلم های کارتنی شکوه ساز، با ابهت یگانه ی خویش، بر قدرت اجرایی و نبوغ معماران رومی در سده های بسیار دور، گواهی می دهد .
چنان که این شاه کار بی بدیل تظاهرات ایمانی و اعتقادی هندوها، در دهلی نو، که در عین شکوه و عظمت، مهربان و نوازشگر است،

این هم بقایای بنایی در شهر پیستوم در جنوب ایتالیا از قرن چهارم پیش از میلاد است که بدون نیاز به بیانات این و آن، هویت کهن قوم سازنده ی آن را معرفی می کند. شاهکاری که ذره ذره ی آن از فرهنگ بومی و غنی و مستقل مردمی می گوید که بدون وام از همسایگان و اطرافیان، نه از راه تصرف وحشیانه، چنان که تاریخ هخامنشیان بیان می کند، بل از مسیر تکامل طبیعی، توانا و ثروتمند و صاحب فرهنگ و هنر شده اند. همآهنگی بی نظیر این مجموعه ی مصالح و معماری، از وجود تجمعی خبر می دهد که لااقل دو قرن پیش از این دردانه و نمونه خلاقیت معماری هم، در مرحله تمدنی می زیسته اند.
و اگر با تمام اين ادله هنوز بعضي از خواب بيدار نشده اند و باور ندارند كه تخت جمشيد يك بناي ناتمام است ، پس بگذاريد نمونه اي از نظر «ارنست هرتسفلد» را در كتابش «ايران در شرق باستان» بياورم :
«تخت جمشيد اندكي پس از بقدرت رسيدن داريوش در 520 ق.م آغاز شد . تا زماني كه او زنده بود تخت جمشيد چيزي بجز يك كارگاه ساختماني بزرگ نبود . در طول سلطنت خشايار شا ، فعاليتهاي ساختماني در گوشه و كنار تخت جمشيد ادامه داشت و هيچگاه تمام نشد . پس از آنكه اردشير اول ساختمان تالار صد ستون را به پايان رساند تخت جمشيد كم يا بيش براي استفاده آماده شد . اما آثار سكونت و استفاده در آنجا اندك است . كتزياس كه 20 سال بعنوان پزشك سلطنتي در بار اردشير دوم بسر برد ، ظاهرا هيچگاه به آنجا قدم نگذاشته بود !! اردشير دوم نخستين شاهي بود كه در محوطه تخت جمشيد به خاك سپرده شد و پس از آن شايد ديگر محل اقامت زندگان نبود!»
«معماري تخت جمشيد آغاز سبك نويني در معماري نيست ، بلكه نقطه پاياني است بر جريان تحولي فرتوت كه به پايان عمرش چند صباحي بيش نمانده بود »
«هنر ايران پيش از حمله اسكندر و تصرف ايران مرده بود و با مرگ هنر ايراني دفتر فرهنگ ايران نيز جان سپرد . اين انحطاط و سقوط شديد هنري معلول پيروزي اسكندر نبود ، بلكه علت آن بود »
«اسكندر حريقي را كه به نابودي تخت جمشيد انجاميد از اين اتاق شروع كرد . نمي دانم كه آيا اسكندر از نهايت كج سليقگي ، تالار نازيباي صد ستون را بجاي تالار آپادانا براي مجلس عيش و عشرت خود بر گزيده بود يا از روي خوش سليقگي زشت ترين بناها را براي ايجاد آتش سوزي انتخاب كرده بود !!!»
اين وبلاگ مقدمه اي است بر وبلاگ (حق و صبر) براي كساني كه تازه با مبحث جديد و كلان (تاريخ حقيقي منطقه شرق ميانه) آشنا شده اند براي كسب يك پيش زمينه ذهني اوليه براي درك بهتر مباحث كلان ××××××××××××××××××××××××× «پوریم» نام واقعه ای است که یهودیان به کمک نیزه داران و سربازان هخامنشی و پادشاه شان «خشایار شا» مردم سرزمین ایران را قتل عام کردند